مثل یک قاچاقچی بفروشید!

مثل یک قاچاقچی بفروشید!

شاید ارتباط بازاریابی و فروش با قاچاقچیان مواد مخدر در نگاه اول بی معنی باشد اما در این مقاله به شما نشان خواهیم داد که چگونه می توانید حتی از قاچاقچیان مواد مخدر نیز درس های بازاریابی و فروش بگیرید. با ما همراه باشید.

پیشاپیش خاطرنشان می کنم که نمی خواهم شما را تشویق کنم که قاچاقچی شوید. هدف آموزشی این مقاله در دنیای واقعی و در رسانه ها و فرهنگ عمومی است که قاچاقچیان مواد مخدر نمونه های مجانی محصولات خود را ارائه می کنند. اساساً قاچاقچیان مواد مخدر آن قدر به محصول خود اطمینان دارند که حاضرند آن را رایگان ارائه کنند.

 

در مقاله زیر خواهیم دید که چرا برنامه های بلندمدت در مسائل مربوط به کسب و کار اعم از بازاریابی هیچ جایی ندارند. برنامه های بلند مدت (بیشتر از یک سال) از نظر تمامی اساتید بازاریابی هیچ جنبه منطقی و درستی ندارند و ما در این مقاله به این مسئله می پردازیم:

برنامه های بلندمدت کسب و کار‌تان را دور بریزید!

 

به هزینه فکر نکنید!

قاعده بازی ساده است: هیچ وقت از مشتریان نوبت اول درخواست هزینه نکنید. این کار نه تنها موجب افزایش وفاداری به نشان تجاری می شود، بلکه موجب بهبود اعتمادی آگاهی از نشان تجاری و نقل قول کلامی می شود.

منطقی است؛ اگر ایدئولوژی فروش های عصر نوین را بیشتر به شکل ابر ببینید تا قيف، استراتژی کسب و کار شما به یک استراتژی تکرارپذیر منسجم تبدیل می شود، محصول شما به یک محصول با کیفیت تبدیل می شود و هدف شما یک بازار هدف مناسب را در پیش می گیرد. بنابراین چرا باید از ارائه رایگان محصول خود واهمه داشته باشید؟ شما که نسبت به همه حواشی آن اطمینان دارید.

 

همانطور که حتماً می دانید بازاریابی یعنی حرکت! ما در مقاله زیر از اهمیت اینکه دائم در حال حرکت رو به جلو باشید، سخن گفته ایم:

یک لحظه هم نایستید!

 

 

نمونه های موفق استراتژی قاچاقچی مواد مخدر

ردبول در طرح «با بال های ردبول» این استراتژی را دنبال می کند. آنها به شهرهای پرجمعیت مسافرت می کنند و ردبول رایگان عرضه می کند. در بزرگترین رویدادهای آن شهرها شرکت می کنند و محصولات خود را رایگان ارائه می کنند. در چند سال گذشته این کار موجب رشد نشان تجاری آنها شده و در تسلط بر بازارهای جدید به آنها کمک کرده است و به این ترتیب وفاداری نسبت به پایگاه مشتریان آنها را افزایش داده است. ردبول با عرضه محصولات رایگان (حتی به مشتریان همیشگی) نوعى "حركت" برای مشتریان خود ایجاد می کند که ما آن را "عادت به ردبول" می نامیم.

فرش بوکز (Fresh Books)، نرم افزار حسابداری و دفترداری کسب و کارهای کوچک، از همین استراتژی برای عرضه ۳۰ روزه رایگان محصولات خود استفاده می کند. نیل پاتل، طلایه دار بازاریابی اینترنتی، آزمایشی را به اجرا در آورد: پیشنهاد استفاده آزمایشی رایگان موجب بهبود ۲۷ درصدی درآمد یکی از برنامه های عضویت وی شد. محصولات نرم افزاری بسیاری هستند که همین کار را انجام می دهند و انجام این کار دلیل دارد: درآمدزایی و مبادله. پیشنهاد استفاده آزمایشی رایگان ۳۰ روز موجب افزایش اعتماد شده و خریدار را تحت تأثیر قرار میدهد. استفاده رایگان از چیزی ضرر ندارد. همچنان هنگامی که مشتری در حال استفاده آزمایشی است به حضور محصول عادت می کند. هنگامی که مهلت استفاده آزمایشی به پایان می رسد مشتری احساس نیاز و می کند که محصول را خریداری کند چرا که تا پایان مهلت ۳۰ روزه مدام در حال استفاده از آن بوده است.

 

مقاله زیر شما را متوجه می سازد که چرا باید به جای اینکه مشتاق و درگیر رشد و توسعه کسب و کار خودتان باشید، ابتدا در زمینه ای که شروع کرده اید، بهترین و متمایز ترین شوید:

درگیر رشد کسب و کار خود نباشید!

 

دیگر ماجرای استفاده از استراتژی قاچاقچی مواد مخدر، ست گودین نویسنده کتاب "رهاسازی ویروس های فکری" است. وی این کتاب را در ۱۲ روزنوشت سپس به ملاقات ناشر خود رفت و گفت : "می خواهم که این کتاب همین حالا چاپ شود اما می خواهم آن را به طور رایگان روی وبلاگم عرضه کنم." ناشر قبول نکرد. بنابراین ست تصمیم گرفت که آن را به صورت یک کتاب الکترونیکی رایگان روی وب سایت خود قرار دهد و آن را با قیمت ۴۰ دلار در سایت آمازون عرضه کند!

منظور این نیست که شما مجبور باشید کل محصول خود را رایگان عرضه کنید. یک نمونه چطور است؟ به طور مثال اگر در حال فروش کتاب هستید، عرضه ۲۵ صفحه اول ممکن است مشتری را به خرید کل کتاب ترغيب سازد. اگر در حال بازاریابی بک نشان تجاری پوشاک هستید چرا لوازم جانبی رایگان مانند مچ بند و عینک های دودی عرضه نکنید و نشان تجاری خود را بازاریابی نکنید؟ اگر یک سس پاستای جدید را بازاریابی می کنید، می توانید با فروشگاه های غذای محلی شریک شوید و یک هفته تبلیغ کنید و در آن نمونه های سس رایگان را به مشتریان عرضه کنید.

 

داستان سرایی یکی از نکاتی است که شما می توانید در فرایند بازاریابی از آن بهره ببرید. خواندن مقاله زیر را در این زمینه به شما پیشنهاد می کنیم:

قدرت داستان سرایی در بازاریابی

 

همین حالا روش بازاریابی تان را تغییر دهید!

شروع کنید. طوفان مغزی به راه بیندازید و مهارت های قاچاقچی گونه خود را بهبود بخشید. این موضوع را به یاد داشته باشید: «هر چه بیشتر بدهی، بیشتر به دست می آوری!» به آنها اجازه دهید طعم خوراک جادویی بازاریابی و برتری محصول شمارا بچشند.

"پیشامدها پیش می آید و وقتی پیش آمد با آنها روبه رو می شویم."

این نقل قول از "هاگرید" را بر اساس منشأ آن قضاوت نکنید چون هنوز هم واجد معنا و مفهوم خاص خود است. خواندن این نقل قول کمک می کند بفهمید در گذشته چقدر زیاد فکر می کردید و سعی می کردید آینده را کنترل کنید؛ در حالی که حتی نمی توانید آب و هوای فردا را کنترل کنید!

 

پیشنهاد می کنیم که یکی از مقالات قبلی وب سایت امپریال برند را که در مورد نکاتی از فروش و بازاریابی است، بخوانید:

 بفروشید! منتظر نشوید تا بخرند!

 

در گذشته وقت خود را صرف این کار تباه می کردم که نقطه هایی را که حتی هنوز وجود نداشتند به هم متصل کنم. چون هیچ ذهنیتی از آینده خود نداشتم نمی توانستم هیچ گامی به جلو بردارم. همیشه فکر می کردم که بالاخره زمانی فرا می رسد که گم شده ام را پیدا کنم و فریاد یافتم سر دهم! لحظه ای که همه ابهامات را برطرف می کرد. تنها چیزی که این فکر برای من به ارمغان آورد ترس و مقاومت در برابر قبول تغییر بود. این فکر جلوی فعالیت مرا گرفت، جلوی عشق ورزی مرا گرفت، و مهم تر از همه، جلوی زندگی کردن مرا گرفت. من نمی گویم که نباید به آینده توجه کرد. من می توانم با ذهنی آرام به آینده فکر کنم چرا که توجهم معطوف به زمان حال است. درک می کنم که آینده راز زیبایی است و اینکه همیشه ناشناخته باقی خواهد ماند. زمانی که آینده، زمان حال من شود آن را در می یابم. از پیامدها وحشت ندارم. از اینها گذشته پیشرفت را تنها می توان اکنون تجربه کرد نه بعداً.

فکر می کردم که می توانم آینده را ببینم. در واقع به امروز نگاه می کنم و خاطرجمع می شوم که فردای بهتری خواهم داشت.

رها شدن از قید و بندهای ترس چیزی است که هر کسی، بازاریاب یا غیر آن، برای رسیدن به موفقیت واقعی باید به آن دست یابد.

1 1 1 1 1

دیدگاه ها (2)

This comment was minimized by the moderator on the site

با سلام
پیشنهاد شما احتمالا برای کالاهای ارزان قیمت و مصرف عام مفید است ولی در مورد کارهای تخصصی کمتر کار برد دارد

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام به شما دوست عزیز
اتفاقاً برعکس! همونطور که در بعضی قسمت های مقاله اشاره کردیم، برای مثال نرم افزارها میتونند از دمو استفاده کنند و سایر موارد

  1. ارسال دیدگاه
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
کد امنیتی

سایر مقالات